|
بَه کو چه روزی دِرمون
به که چه روزی داشتیم |
روزیگاری خوری دِرمون
روزگار خوبی داشتیم |
|
نه غم دِرمون نه غُصتَه
نه غم داشتیم نه غصه |
نه هیکل و نه جُثه
نه هیکل و نه جثه |
|
کَرگَه خروسی دِرمون
مرغ و خروسی داشتیم |
وَره و میشی دِرمون
بره و میشی داشتیم |
|
خُمبَه پُر از نونی با
خمره پر از نون بود |
کی یِه بَر از نوری با
خونه پر از نور بود |
|
خویش و قومی صمیمی
خویش و قوما صمیمی |
هُمسایِه همه ای رونگی
همسایه هاهمه یکدست{یه رنگ} |
|
هُمدیگرون قاطی بِن
همه با هم قاطی بودن |
کی یون بَری وایی بِن
در خونه ها همه باز بود |
|
ژون دِل پر از عاطِفه
دلا همه پراز عاطفه بود |
بی غَلّ و غش، بی کینه
بی غل و غش و بی کینه بود |
|
احترامی مَسینون
احترام بزرگترها بود |
چه جِنی یون، چه میردون
چه زنا و چه مردا |
|
دِنبالی کارین دَبِن
دنبال کار بودن |
شو همه جَمَه مِبِن
شب همه جمع میشدن |
|
دردی دلی کو دِرشون
درد و دل میکردن با هم |
خوشتون سرگرم ماکرشون
خودشونو سرگرم میکردن |
|
خوتون دِلَه او دِرمون
تو کوزه ها اب داشتیم |
حوضچه و باغچه دِرمون
حوضچه و باغچه داشتیم |
|
کرده کی بین و سوزی
تو باغچه ها تره و سبزی بود |
شمعدونی بین وِلی
شمعدونی ها ول بود |
|
بعضی کی یِه گا درشون
بعضی ها بزغاله کی داشتن |
شت و ماستی موخورشون
شیر و ماست میخوردن |
|
ژون همه چی تأمین با
همه چیزشون تامین بود |
اُشتر ژون گل کَسین با
شتر پیش اونا کوچیک بود{کنایه} |
|
ماستَه دوغو موخورشون
ماست و دوغ می خوردن |
تندرستی خوری دِرشون
تندرستی خوبی داشتن |
|
ژون شو نشینی خو با
شب نشینی هاشون خوب بود |
خویشه قومون بَر وابا
در خونه خویش و قوما بازبود |
|
ژون شو چره همن با
شب نشینی هاشون همین بود |
انجیلِته، شیکلِته
انجیل خشکه و زردآلوخشکه |
|
ویمی، یوزی و پِشتِنه
بادوم و گردو و پشتنه |
گُندم برشته نَخویِه
گندم برشتوک و نخود |
|
کشمشی بِن، تُخمی
کشمش بود و تخمه |
چایی سماور جوش با
سماور جوش بود و چایی بود |
|
دوریژین هی واخا
هی میریختن و میخوردن |
لمپا بی یَه و فانوسی
چراغ و فانوس بود |
|
نفتی چلا و کرسی
چراغ نفتی بود و کرسی |
نونی کی یه و پیازی
نون بود و پیاز |
|
فتیرین لا چِسکی
جیزغاله لای فتیر بود |
کِلینِه دیم قَلیفَه
رو تنور قابلمه یا ظرف بود |
|
هیزم تَیی هی پوف کَه
زیر هیزم هی فوت میکردن |
نه قبضی برقی دِرمون
نه قبض برق داشتیم |
|
نه قبضی گازی دِرمون
نه قبض گاز داشتیم |
نه ماشینَه، نه بنزین
نه ماشین بود و نه بنزین |
|
فقط دوست دِرشون خَرکین
فقط خر دوست داشتن |
ژین مِبِرشون دیمی رَز
که اونا رو میبرد تا باغ |
|
حاصل ژین بار مِکرشون
محصول باغ و بار خر میکردن |
ژین خوراک واش و یونجه با
خوراکشم علف و یونجه بود |
|
ژین جا همیشه گرم با
جاش همیشه گرم بود |
نه سوخت کمی می یاردِش
نه سوخت کم میاورد |
|
نه اِن کو جوش می یاردِش
نه جوش می اورد |
ژون همه چی تأمین با
همه چیزشون تامین بود |
|
اُشتر ژون گَل کسین با
شترپیش اونا کوچیک بود{کنایه} |
عده ای بیچارِه دَبِن
عده ای بیچاره بودن |
|
اِن چیزایی ندرشون
این چیزا رو که نداشتن |
آبری داری ماکرشون
آبرو داری میکردن |
|
خوشتون خرج گیر می یارشون
خرج خودشونو در میاوردن |
نمازی به وقت ماکرشون
نماز شونو سر وقت میخوندن |
|
شکری خُده ماکرشون
شکرخدا میکردن |
صدا بیرین مِنی یارشون
صداشونو بلند نمیکردن |
|
بَه کو چه روزی دِرمون
به که چه روزی داشتیم |
روزیگاری خوری دِرمون
روزگار خوبی داشتیم |
[rating-plus]
[rating-plus]




ثبت دیدگاه