ضرب المثلهای مربوط به تنور در سمنان
بینی کوجَه کِلَه دارَن خشتون شِوی هی شون.
beyin koja kela dâran xošton šewi hišon
ببین کجا تنور روشن است، پیراهنت را در آن تکان بده.
در مقام اعتراض و تحقیر به کسی گفته میشود که تنش کثیف و لباسش چرکین است( برای کشتن شپش ، پیراهن یا لباسها را در تنور میتکاندند).
گرمه کله نون بیرین مه
garma kala nun birin me
از تنور گرم نان بیرون میآید.
پشکا کِلَه مریژه.peŝka kela merižey پشکل ( گوسفند) به تنور میریزد.
به تمسخر در مورد آدم حریصی که مرتبا نقل و آجیل را مشت مشت به دهان میریزد میگویند.
در گدشته که سوخت تنور با هیزم و کود گوسفندان بود، پشکل را با غربال به تنور میریختند.
داشه ، دوچین و واچین.dâša duĉin-o vâĉin
تنور ( برای پختن نان سمنانی) است ، بچین و واچین.
یعنی دنیا محل کار و کوشش است. کاری بکن و بهره ای ببر.
در مقام اعتراض به کسی گویند که کاری نکرده ، توقع نفع و بهره دارد.
وره به هندستون، ژو دل و جغر کله مبستون.
vare be hendestun, žodel-o-gaqar kele mebestun
بره در هندوستان (است) دل و جگرش را به تنور میبندیم.
در مقام تعریض به کسی گویند که کوشش و جنبش نکرده بخواهد به آمال و آرزوهایش برسد.
سیغه دله کلین انده، دزد خبردار مبو.
siqe dele kein ende, dozd xabar dâr mebuO
سیخ را داخل تنور کن، دزد با خبر میشود.
به طنز به کسی میگویند که عملی خلاف انجام داده و همیشه نگران است.
خنکه کلین پی نون بیرین منه. xinaka kelin oi nun birin mane
از تنور سرد نان بیرون نیاید.
در مقام انتباه به کسی گویند که توقع کار و جنبش از مردی سست عنصر و بیکاره دارد.



ثبت دیدگاه