حدیث روز
متن حديث

شنبه، 29 فروردین 1405 {mdate} ساعت آمار کلی سايت
آمار عضویت:
امروز: 0
دیروز: 0
این هفته : 0
این ماه : 0
×

سِمِنی مَثِلون آستونَکی

شناسه : 334 11 دی 1348 - 03:30 1 908 بازدید ارسال توسط : modir
داستانهای ضرب المثل های سمنانی
 
پ
پ
***  اُوشونَه وَشونَه پِلا دِرچیمون ، آرو پیشینی خُرِشی دِل ضَفَه دارین
 
خانواده ی مراد سر و وضع مالی مناسبی نداشتند. با تکه نان بخور و نمیری امرار معاش میکردند. در این راستا پدر مراد هم یک فرد شکمویی بود و مرتب از غذای ساده زنش که از نداری و نداشتی بود ، اظهار نارضایتی میکرد.
یک روز مراد بعد از برگشتن از مکتب خانه از مادر سراغ غذا را گرفت که پدرش گفت : مگر خبر نداری ؟
 
اُوشونَه وَشونَه پِلا دِرچیمون ، آرو پیشینی خُرِشی دِل ضَفَه دارین
{دیشب گشنه پلو داشتیم ، امروز ظهر خورشت دل ضعفه داریم.}
 
 
 
 
***   اُو وُ گِلی پی بیرین اِمیچَن
 
عابد بر اثر یک بیماری طولانی دار فانی را وداع گفت. بیشتر اهالی و فامیل و دوستو آشنا در مراسم کفن و دفن شرکت کرده بودند. یکی از رفقای عابد که ساکن یکی از شهرهای دور بود در این مراسم شرکت کرده بود. میخواست از اوضاع و احوال خانواده و بچه های او سر در بیاورد. رو کرد به برادر عابد و گفت که بچه های او درچه حد و اندازه ای هستند؟ برادر عابد جواب داد :
 
اُو وُ گِلی پی بیرین اِمیچَن
از آب و گل در اومدند.
 
 
 
 
 
 
***   خُدِه دَردی هادِچی ، دَوا هم هادِچی
 
فردی تب و لرز کرد . به طوریکه هر اندازه لحاف روی او می انداختند باز احساس سرما میکرد. اطرافیان به فکر مداوای او بودند. ظاهرا دکتر و دوا کار ساز نبود که نبود. غم و غصه تمام وجودش رو فرا گرفته بود. حتی چندین بار به زن و بچه اش گفت که آخر عمر من است و به نقلی حلالیت طلبیده بود.
در این اثنا خواهرش برای احوالپرسی او از شهرستان آمد ، وقتی متوجه شد که اطرافیان و خودش از درمان مایوس شده اند ، شروع کرد به دلداری و روحیه دادن و تشویق به جذب و سالم شدن و به وی گفت :
 
خُدِه دَردی هادِچی ، دَوا هم هادِچی
خدا درد رو داده ، دوا هم داده است.
 
 
 
 
 

ثبت دیدگاه

تا کنون دیدگاهی برای این مطلب ارسال نشده است. شما اولین دیدگاه را ارسال نمایید
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent