منوچهری دامغانی
در اواخر قرن چهارم یا نخستین سالهای قرن پنجم (در اشعاری که در دوره ی سلطنت مسعودبن محمود(421ــ 432) سروده، چندین بار به جوانی خود اشاره کرده است) در دامغان به دنیا آمد.

در اواخر قرن چهارم یا نخستین سالهای قرن پنجم (در اشعاری که در دوره ی سلطنت مسعودبن محمود(421ــ 432) سروده، چندین بار به جوانی خود اشاره کرده است) در دامغان به دنیا آمد.
پدر: -
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر:-
فرزندان:-
شهرت:منوچهری
شاعری خوش مشرب و دوستدار عیش و عشرت بود و این به خاطر جوانی و سرزندگی شاعر است، از اینکه آرزوها و لذت جویی های خود را در اشعارش نشان دهد، پروایی ندارد.
تخلص منوچهری به خاطر نسبتش با فلک المعالی منوچهر بن شمس المعالی قابوس بن وشمگیربن زیار دیلمی است که از سال 403 تا حدود 423 هجری درگرگان و طبرستان حکمرانی داشت و گویا شاعر در آغاز کارش در دربار او بود؛ اما هیچ قصیده ای در مدح این پادشاه در دیوانش به دست نیامده است.
برخی از تذکره نویسان او را سالک راه طریقت دانسته و از شاگردان امام الحرمین ابوالمعالی عبدالملک بن محمد جوینی و کسان دیگری دانسته اند؛ اما این نظر به کلی باطل است؛ زیرا هیچگاه صوفی مشرب نبود تا در سیر و سلوک و طریقت، استادی داشته باشد.
در کودکی بسیار باهوش بود و در هر نوع شعری که از او امتحان می کردند، در نمی ماند و بی درنگ و به طور بدیهه شعر می گفت. همین ذکاوت ذهن و هوش سرشار،او را در آموختن ادبیات عرب و حفظ اشعار شاعران بزرگ عرب و تسلط بر احوال و آثار شاعران ایرانی و عرب و دانستن علوم دینی و ادبی و طب یاری کرد؛ چنانکه خود به تبحرش در بعضی از علوم زمانه چنین اشاره می کند:
من بدانم علم طب و علم دین و علم نحو /تو ندانی دال و ذال و راء و زاء و سین و شین
اصطلاحات علم نجوم و طب را در اشعارش به کار می برد و اشعار شعرای عرب زبان را استقبال و تضمین می کرد و نیز اسامی شاعران پیش از خود را در شعر می آورد که همه اینها دلیل بر وسعت اطلاعات این شاعر بزرگ است.
سلطان مسعود در سال 426از نیشابور به سوی گرگان و مازندران لشکر کشید و در مازندران، منوچهری را که در ری بود، به خدمت خود فراخواند.
گویا تا این هنگام، منوچهری توسط برخی از امیران دولت غزنوی با درگاه مسعود غزنوی رابطه پیدا کرده بود و با دریافت این فرمان، از ری پیاده به مازندران رفت و به خاطر جوانی و هوش و ذکاوت بسیار و شیرین زبانیش، ودر دستگاه مسعود مقام یافت و به خاطر همین هم مورد حسادت درباریان قرار گرفت.
در قصیده ای به رشک حسودان اشاره کرده و از شاعری شروانی نام می برد که گویا در دیوان عرض سلطان مسعود سمتی داشت و به خاطر حسادتی که نسبت به منوچهری می کرد، او را آزار می داد و مسعود برای امتحان به او امر کرد تا یکی از قصاید منوچهری را جواب گوید و او از عهده این امر برنیامد.
از دلایلی که برای حسادت درباریان به منوچهری در همین قصیده آمده، اشاره به مقام بلندش در نظر سلطان مسعود با وجود جوانی اش است.
بیشتر قصاید و مسمطهایی که از او به جا مانده، در مدح سلطان مسعود است؛ اما علاوه بر پادشاه غزنوی، چند تن از بزرگان و رجال درباری را هم ستوده، ازجمله: ابوالقاسم حسن عنصری، علی بن عبیدالله صادق معروف به علی دایه، سپهسالار سلطان مسعود، خواجه احمدبن عبدالصمد، وزیر سلطان مسعود پس از مرگ خواجه احمدبن حسن میمندی، ابوسهل زوزنی، صاحب دیوان سلطان مسعود، خواجه طاهر دبیر، علی بن محمد عمرانی از خاندان مشهور عمرانیان که در دوره ی غزنوی و سلجوقی در خراسان شهرت بسیار داشتند، ابوالحسن بن منصوربن حسن میمندی، برادر خواجه احمد میمندی و چند تن دیگر.
این شاعر در استفاده از واژه ها و ترکیبات گوناگون، جسارت دارد؛ چنانکه در برخی از قصایدش لفظ بر معنی چیره است. توجهش به تشبیهات تازه و توصیفهای زیبا که از مناظر و محسوسات طبیعی که گاه آن با خیال شاعرانه می آمیزد، شعرهایش را مانند تابلوی یک نقاش چیره دست مجسم می سازد. اشعار شاعر همه استادانه و متين و از غايت فصاحت و استحكام برگزيدن برخي از آن بسيار مشكل و دشوار است . در اشعار،مفردات و اصطلاحات عربی بسیار دیده می شود که توانایی اش در ادبیات عرب را منعکس می سازد.
تغزلهایش در قصاید مدحی، طولانی است و از هر نظر بر قسمت مدح برتری دارد. این شاعر با وجود جوانی، هیچگاه حتی در هجویات نیز دهانش را به سخنان رکیک آلوده نکرد.
گویا مسمط نیز اختراع منوچهری باشد؛ زیرا پیش از او از این نوع شعر، هیچ سابقه ای در ادب پارسی وجود ندارد. بعد از او، لامعی گرگانی شیوه او را در سرودن مسمط دنبال کرد.
گاه در دیوانش اشعار شاعران دیگر نیز راه یافته است. هيچيك از شعرا بقدر وی از گل و سبزه، باغ و راغ، چشمه و جويبار، نام نبرده و باندازه او وصف طبيعت نكرده اند. همه كس كمان رنگین قوس قزح را دیده و كم و بیش آن را ستوده است ولی كدام كس توانسته است آن را همچون استاد منوچهری شاعرانه و استاد پسند در قالب كوتاهترین عبارت و لطیف و زیبا بیان كند .
اشعارش را اولين بار مرحوم رضا قليخان هدايت جمع آوري و منتشر نموده، چند بار ديگر نيز تجديد طبع شده اما صحيح ترين و كاملترين آن چاپ پاريس ميباشد كه بسال 1886 مسيحي با ترجمه فرانسه انجام پذيرفته است.همچنین شاعر دانشمند آقاي حبيب يغمائي به جمع آوري و تصحيح ديوان كامل اين شاعر پرداخت.
دیوانش مشتمل بر اشعاری است که در قالب غزل، قصیده، مسمط، قطعه، و ترکیببند سروده شده و موضوعاتی چون ستایش، وصف، و خمریه را در بر میگیرد..
مرگش به تاریخ 432هجری واقع شده و چون در شعرهایش حوادث تا سال430 و431 به چشم می خورد و بعد از آن اثری از وقایع تاریخی نیست، می توان سخن هدایت را در مورد تاریخ وفاتش پذیرفت.
نمونه ای از ابیات منوچهری: