تا ژورَه باتَن ، ناری واری بِتِرکی یا
به محضی که به او گفتم ، مثل انار ترکید.
کنایه از گریه ی ناگهانی
آدم باید لُقمَه اِندازِه یی خُشتون زونجین وِرِه
انسان باید لقمه غذا رو به اندازه دهان خودش بردارد.
کنایه از تصمیم گرفتن یا انجام کاری به اندازه ظرفیت و توانایی خودش.
ژُ کار و کِردار، روئن واری یَه
کار و کردار او مانند گربه است.
کنایه از شخص بی چشم و رو.
شا تی تی یَه بَبیچی
مثل شاه طوطی شده است.
کنایه از نسنجیده سخن گفتن و در هر کاری دخالت کردن است.
اِن قَدَر بُخورچِش ، ژو ژیری پی بیرین کوآچِش
به قدری خورده که اسهال گرفته
کنایه از افراد پرخور میباشد.